درمان شلختگی بچه ها

درمان شلختگی بچه ها

از کانال بهترین مادر دنیا در سایت مابانو

راهکارهای رفع “شلختگی” در بچه ها!

باید به سن درک نظم رسیده باشد:
عدم نظم و ترتیب و شلختگی جزء لاینفک دوره‌های رشدی کودک است یعنی زمانی که کودک هنوز باور و منطق و چارچوبی از قواعد و قوانین را درک نکرده و مفهوم و جایگاه آن را نمی‌داند که عمده این عدم ادراک‌ها تا قبل از ۵/۳ تا ۴ سالگی شدت بیشتری دارد یعنی تا زمانی که هنوز جایگاه اجتماعی پیدا نکرده و تجربه مهد کودک و مربی و قواعد گروهی و زمانبندی را تجربه نکرده است و البته پس از آن و با حضور در مهد وآمادگی و پیش‌دبستانی به مفهوم کلی‌تر و ملموس‌تری از این قوانین دست می‌یابد.

یک فضای بازی برای کودک فراهم کنید:

اگر در خانه تان اتاق خاصی برای فرزندتان ندارید قسمتی از خانه را هر چند که کوچک هم باشد برای بازی او در نظر بگیرید.
اندازه این فضا اصلا مهم نیست، شاید جالب باشد که بدانید بچه ها از جاهای کوچک بسیار لذت می برند برای همین است که بعضی وقت ها می بینیم بچه ها به یک گوشه ای از اتاق پناه می برند و بازی می کنند.
پس بگذاریم او هر کاری را که دوست دارد در آن قسمت انجام دهد.
پس از اینکه او بازی اش را تمام کرد یک مدتی را برایش تعیین کنید و به او بگویید ۱۰ دقیقه وقت داری تا همه اسباب بازی ها و کتاب هایت را سر جایش بگذاری.
بهتر است جمع کردن فقط یک بار در روز اتفاق بیفتد.

مشارکت دهید:

می‌توانید از کودک در جمع‌آوری لوازم کمک بخواهید و از روش مشارکت استفاده کنید.
به یاد داشته باشید تعریف و تمجید همیشه معجزه می‌کند، در ضمن لازم نیست همه وسایل جمع شوند.

بازی کنید:
جمع و جور و مرتب کردن را به شکل بازی و تفریح انجام دهید. مثلا با خنده  بگویید «ببینم کی زودتر می‌تونه همه چیز رو جمع کنه؟»
برای سهولت در جمع‌آوری وسایل سبدهای رنگارنگ و متفاوت تهیه کنید و هرکدام را به گروهی از وسایل اختصاص دهید.
وقتی کودکان بزرگ‌تر می‌شوند به این درک می‌رسند که در مورد مرتب بودن اتاق‌ها و خانه قوانینی را درنظر گرفته‌اید، بنابراین مکان‌هایی از منزل را مشخص کنید تا بچه اجازه داشته باشد محیط آن را به هم بریزد.

قواعد را واضح بگویید:

وقتی برنامه‌ای مشخص و روالی معین را در زندگی روزمره خانواده جاری کنید نظم و ترتیب  و در نهایت آرامش بیشتری در خانه حکمفرا و در وقت نیز صرفه‌جویی می‌شود.
در حالی که بی‌نظمی و هرج و مرج موجب اتلاف وقت می‌شود.
به خاطر داشته باشید وقتی در منزل نظم و روال مشخصی وجود ندارد  و هرج و مرج در آن حکمفرماست، کودکان احترام گذاشتن به اطرافیان و محیط پیرامون خود را یاد نمی‌گیرند و به آشفتگی و هرج و مرج دامن می‌زنند.

از قوانین پیروی کنید:

مهم‌تر از تعیین قوانین برای کودکان، رعایت و پیروی از آن است.
اگر شما جزو والدینی هستید که بدون هیچ نظم و قاعده‌ای زندگی می‌کنید، بدون تردید نمی‌توانید به فرزندتان نظم یاد دهید.
همچنین اگر قاعده‌ای را تعیین کردید و بعد به دلیل جروبحث یا مقاومت کودک آن را تغییر دادید یا آنکه خودتان آن را رعایت نکردید توقع نداشته باشید فرزندتان شما و قوانین را جدی بگیرد.
قواعد و قوانین در حقیقت همان توقع و انتظارهای شما از کودک‌تان است و فراموش نکنید که فرزندتان  باید از آن اطلاع کامل داشته باشد تا بتواند توقع شما را برآورده کند.
به او یاد دهید که اگر شلخته و نامرتب باشد، ممکن است از بعضی چیزها محروم شود.

جدیت داشته باشید:

مهم‌ترین اصل، جدیت پس از هشدار است.
والدینی که تهدید می‌کنند ولی عمل به تهدید ندارند پیش چشم کودک کوچک و ناتوان‌تر از خود او دیده می‌شوند.
پس برای تعیین یک قانون تلاش کنید، قوانین‌تان را برای کودک‌تان بازگو کرده و برای شروع و اجرای این قوانین زمان مشخصی را تعیین کنید و پس از آن با هر بار عدم رعایت قوانین از سوی کودک در باب تفریحات و مشوق‌هایی که دوست دارد، اعمال محرومیت و در ازای هر بازگشت به قانون خانواده یک تشویق (تشویق باید در این موارد میزانش از تنبیه یا محرومیت اعمال شده بیشتر باشد) نثارش کنید.

مهمترین نکته:”صبور باشید”

مادران نیاز دارند شکیبایی خود را افزایش دهند و خود را کنترل کنند.
آموزش نظم و ترتیب، مرحله ای است که  باید آن را طی کنیم، اما اینطور هم نیست که تنها با یکبار آموزش، بچه ها همه حرف مادر را گوش دهند و اتاقشان را تمیز و مرتب نگه دارند.
باید بدانید که تغییر و تحول در اتاق فرزندتان، نشان دهنده این است که آنها در خود احساس مستقل بودن می کنند و نحوه قراردادن چیزها در اتاقشان در واقع به نوعی نشان دهنده شخصیت آنهاست.
به عنوان یک مادر عاقل بهتر است او را آزاد بگذارید تا کارهای دلخواهش را در اتاق خودش انجام دهد و احساس امنیت کند.

 

یه قصه برای شلختگی:

یک پسر شلخته ای بود که هیچ وقت بعد از بازی وسایلش را جمع نمیکرد .مادرش همیشه به او میگفت آخر اسباب بازیهایت از دست تو فرار میکنند ولی گوش پسرک بدهکار نبود . تا اینکه یک شب که پسر خوابیده بود اسباب بازیهایش تصمیم گرفتند او را ترک کنند . همه آنها جمع شدند و از آنجا به شهر اسباب بازی رفتند .

صبح وقتی پسر کوچولو بیدار شد و دنبال اسباب بازیهایش رفت دید که هیچکدام از آنها نیستند با ناراحتی و گریه پیش مادرش رفت و سراغ آنها را گرفت :

– مامان تو اسباب بازیهای من را برداشتی ؟

– نه !

– پس کجان ؟

– مگه بهت نگفتم که از دستت فرار میکنن . حالا دیگه اسباب بازی نداری .

پسرک گریه کنان به اتاقش برگشت ولی هیچ چیز برای بازی وجود نداشت .چند روزی گذشت وپسرک حسابی حوصله اش سر رفت پس تصمیم گرفت که از اسباب بازیهایش عذر خواهی کند و همیشه بعد از بازی نها را سر جای خود بگذارد .در همین افکار بود که خوابش برد .خبر تصمیم او به شهر اسباب بازی رسید و اسباب بازیهای او هم خوشحال شدند و به خانه او برگشتند.

صبح وتی پسر از خواب بیدار شد و آنها را دید جیغ بلندی از خوشحالی کشید وشروع به بازی کرد و از آن به بعد همیشه بعد از بازی وسایلش را جمع میکرد و سر جایش میگذاشت .

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *