دیو دو سر

دیو دو سر از کانال دردونه در سایت مابانو داستان شب برای کودکان یک دیو دو سر بود که یک سرش شاخ داشت. یکی اش نداشت. دیو دو سر از صبح تا شب چشم هایش به در بود، منتظر بود تا یکی در خانه اش را باز کند، بیاید تو. تا او یک لقمه ی خامش کند. خورش شامش کند. […]

Read more

گاو بادان پرنده

گاو بادان پرنده قصه شب برای کودکان از کانال دردونه در سایت مابانو روزی روزگاری گاوِ نادانِ شکمویی توی چمن‌ زار لم داده بود و علف‌ها را می‌لُمباند. شب‌پره‌ی کوچکی بال زد و رفت توی گوشش و گفت: «گاوِ نادان؟!» گاو دور و برش را نگاه کرد و ترسید. گفت: «کیه؟ کیه داره حرف می‌زنه؟» شب‌پره گفت: «من گاوِ بادان […]

Read more

آغاز پادشاهی بلاش

آغاز پادشاهی بلاش از کانای داستان های شاهنامه در سایت مابانو شماره ۴۵ داستان شاهنامه پادشاهی بلاش پادشاهی بلاش پنج سال و دو ماه بود . بعد از یک ماه سوگواری ، موبدان آمدند و بلاش را بر تخت نشاندند. پهلوانی به نام سوفرای در زابل که از سرنوشت پیروز آگاه شد سپاهی عظیم آماده نبرد کرد و به بلاش […]

Read more

آغاز پادشاهی یزدگرد

آغاز پادشاهی یزدگرد از کانال داستان های شاهنامه  در سایت مابانو شماره ۴۴ داستان شاهنامه پادشاهی یزدگرد یزدگرد هجده سال پادشاهی کرد . وقتی بر تخت نشست پس از اندرز سران به‌راستی و درستی ، هجده سال سلطنت کرد تا اینکه روزگارش سررسید و پادشاهی را به پسرش هرمز سپرد زیرا او خردمند بود و پس از یک هفته درگذشت […]

Read more

پایان پادشاهی بهرام گور

پایان پادشاهی بهرام گور از کانال داستانهای شاهنامه فردوسی در سایت مابانو بخش سوم شماره ۴۳ مجموعه شاهنامه بزرگان که شاه را نیافتند ، تصمیم گرفتند که فرستاده‌ای نزد خاقان چین بفرستند تا به هر شکلی که می‌تواند ایران را از ویرانی نجات دهد .نرسی گفت : من خجالت می‌کشم که چنین چیزی از شاه بخواهم . موبدی به نام […]

Read more

داستان کوتاه پدر صلواتی

داستان کوتاه پدر صلواتی از کانال : infostory ? اصلا”  از صبح که رفته بود حجره حال و حوصله خوشی نداشت؛ هر جور که می‌خواست یک لقمه نان در بیاره؛ گیر می‌افتاد. جلوی در خانه ایستاد و کلون در را سه بار به عادت همیشگیش کوبید. از ته حیاط صدایی گفت: جز جیگر بزنی؛ خون من را که امروز توی […]

Read more

عاقبت زن نق نقو

عاقبت زن نق نقو از کانال داستان سرای پایرمیدا در سایت مابانو مرد کشاورزی یک زن نق نقو داشت که از صبح تا نصف شب در مورد چیزهای شکایت می کرد. تنها زمان آسایش مرد زمانی بود که با قاطر پیرش، در مزرعه شخم می زد. یک روز، وقتی که همسرش برایش ناهار آورد، کشاورز قاطر پیر را به زیر […]

Read more

قصه شب برای کودکان

قصه شب برای کودکان از کانال داستان سرای پارمیدا داستان زیبای روباه کوچولوی باهوش یکی‌بود یکی نبود توی جنگل بزرگ وقشنگ روباهی بود که خیلی باهوش و زرنگ بود . آخه روباهه همه چیزش رو برنامه بود صبح که از خواب بیدار میشد دست وصورتش میشوست  بعد هم صبحونه هر چی که مادرش اماده میکرد میخورد وهیچ وقت نمیگفت من […]

Read more

فصه شب برای کودکان مداد نق نقو

فصه شب برای کودکان از کانال بهترین مادر دنیا در سایت مابانو داستان مداد نق نقو یک مداد بود نق نقو، هر وقت مشق می نوشت می گفت: « وای چه قدر بنویسم. خسته شدم. از بس نوشتم، کمرم درد گرفت. » یک وقت هم می گفت: « چرا بنویسم نوکم کوچولو می شود. » مداد هر روز برای نوشتن […]

Read more

فصه شب برای کودکان

فصه شب برای کودکان از کانال بهترین مادر دنیا در سایت مابانو روزی روزگاری در دهکده ای کوچک، آسیابانی بود که الاغی داشت. سالها الاغ برای آسیابان کار کرده بود و بارهای سنگین را از اینجا به آنجا برده بود. ولی حالا پیر شده و نمی توانست بار بکشد. روزی از روزها آسیابان الاغ را از خانه اش بیرون کرد […]

Read more
1 2 3 27