قصه درخت سیب

قصه درخت سیب سال ها پیش پسر کوچولویی بازیگوش عاشق بازی کردن در اطراف درخت سیب بزرگی بود. او هر روز از درخت بالا می رفت و سیب هایش را می خورد و استراحتی کوتاه در زیر سایه اش می کرد. او درخت را دوست می داشت و درخت هم عاشق او بود. زمان به آرامی گذشت و پسر کوچولو […]

Read more

دیو دو سر

دیو دو سر از کانال دردونه در سایت مابانو داستان شب برای کودکان یک دیو دو سر بود که یک سرش شاخ داشت. یکی اش نداشت. دیو دو سر از صبح تا شب چشم هایش به در بود، منتظر بود تا یکی در خانه اش را باز کند، بیاید تو. تا او یک لقمه ی خامش کند. خورش شامش کند. […]

Read more

گاو بادان پرنده

گاو بادان پرنده قصه شب برای کودکان از کانال دردونه در سایت مابانو روزی روزگاری گاوِ نادانِ شکمویی توی چمن‌ زار لم داده بود و علف‌ها را می‌لُمباند. شب‌پره‌ی کوچکی بال زد و رفت توی گوشش و گفت: «گاوِ نادان؟!» گاو دور و برش را نگاه کرد و ترسید. گفت: «کیه؟ کیه داره حرف می‌زنه؟» شب‌پره گفت: «من گاوِ بادان […]

Read more

داستان کوتاه پدر صلواتی

داستان کوتاه پدر صلواتی از کانال : infostory ? اصلا”  از صبح که رفته بود حجره حال و حوصله خوشی نداشت؛ هر جور که می‌خواست یک لقمه نان در بیاره؛ گیر می‌افتاد. جلوی در خانه ایستاد و کلون در را سه بار به عادت همیشگیش کوبید. از ته حیاط صدایی گفت: جز جیگر بزنی؛ خون من را که امروز توی […]

Read more

عاقبت زن نق نقو

عاقبت زن نق نقو از کانال داستان سرای پایرمیدا در سایت مابانو مرد کشاورزی یک زن نق نقو داشت که از صبح تا نصف شب در مورد چیزهای شکایت می کرد. تنها زمان آسایش مرد زمانی بود که با قاطر پیرش، در مزرعه شخم می زد. یک روز، وقتی که همسرش برایش ناهار آورد، کشاورز قاطر پیر را به زیر […]

Read more

قصه شب برای کودکان

قصه شب برای کودکان از کانال داستان سرای پارمیدا داستان زیبای روباه کوچولوی باهوش یکی‌بود یکی نبود توی جنگل بزرگ وقشنگ روباهی بود که خیلی باهوش و زرنگ بود . آخه روباهه همه چیزش رو برنامه بود صبح که از خواب بیدار میشد دست وصورتش میشوست  بعد هم صبحونه هر چی که مادرش اماده میکرد میخورد وهیچ وقت نمیگفت من […]

Read more

فصه شب برای کودکان مداد نق نقو

فصه شب برای کودکان از کانال بهترین مادر دنیا در سایت مابانو داستان مداد نق نقو یک مداد بود نق نقو، هر وقت مشق می نوشت می گفت: « وای چه قدر بنویسم. خسته شدم. از بس نوشتم، کمرم درد گرفت. » یک وقت هم می گفت: « چرا بنویسم نوکم کوچولو می شود. » مداد هر روز برای نوشتن […]

Read more

فصه شب برای کودکان

فصه شب برای کودکان از کانال بهترین مادر دنیا در سایت مابانو روزی روزگاری در دهکده ای کوچک، آسیابانی بود که الاغی داشت. سالها الاغ برای آسیابان کار کرده بود و بارهای سنگین را از اینجا به آنجا برده بود. ولی حالا پیر شده و نمی توانست بار بکشد. روزی از روزها آسیابان الاغ را از خانه اش بیرون کرد […]

Read more

قصه شب برای کودکان

قصه شب برای کودکان از کانال بهترین ماد ردنیا در سایت مابانو آلیس در سرزمین عجایب یک روز گرم تابستان ، آلیس و بچه گربه ی ملوسش ، دینا روی شاخه ی درختی نشسته بودند . زیر درخت ، خواهر آلیس در حال خواندن کتاب تاریخ با صدای بلند بود . اما آلیس به او گوش نمی کرد و در […]

Read more

قصه شب برای کودکان

قصه شب برای کودکان ماجرای تپلک و زیرک یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچ کس نبود توی جنگل سبز،یک مدرسه  بود. در آن مدرسه حیوانات زیادی درس می خواندند.بچه های آهو،خرگوش، روباه، شغال،میمون،موش،فیل،طاووس،عقاب،کلاغ،کبوتر،هدهد و چندتا حیوان و پرنده ی دیگر هم بودند. خانم جغد، معلم خیلی خوبی بود. او به بچه ها خیلی چیزها یاد می داد: حساب،هندسه،تاریخ،جغرافی،خواندن […]

Read more
1 2 3 15