قصه شب برای بچه ها

قصه شب برای بچه ها از کانال بهترین مادر دنیا شاد ترین کودک دنیا قصه ماه و ماهی یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچکس نبود. در یک حوض پر از آب، ماهی کوچکی زندگی می کرد. حوض در حیاط خانه ای بود که هیچ کس در آن خانه زندگی نمی کرد. ماهی کوچولو خیلی تنها و گرسنه […]

Read more

قصه شب برای بچه ها

قصه شب برای بچه ها توسط بانو نفیسه در سایت مابانو قصه شب تمیزی چه خوبه یک روز کلاغ کوچولو روی شاخه‌ی درختی نشسته بود که یک‌دفعه دید کلاغ خال‌خالی ناراحت روی شاخه‌ی یک درخت دیگر نشسته است. کلاغ کوچولو پر زد و رفت پهلویش و پرسید: «چی شده خال‌خالی جون؟ چرا این‌قدر ناراحتی؟» خال‌خالی با ناراحتی سرش را تکان […]

Read more

قصه شب برای بچه ها

قصه شب برای بچه ها قصه: بزغاله خجالتی توی یه گله بز ،یه بزغاله خجالتی بود که خیلی آروم و سر به زیر بود .وقتی همه بزغاله ها بازی و سر و صدا راه می انداختند اون فقط یه گوشه می ایستاد و نگاه می کرد .وقتی گله بزغاله ها به یه برکه ی آب می رسید،بزغاله های شاد و […]

Read more

قصه شب برای بچه ها

قصه شب برای بچه ها قصه: دوچرخه قشنگ من بابای حسین برای انجام کاری قرار بود چند روزی به مسافرت برود برای همین به او گفت که اگر پسر خوبی باشد و مادرش را اذیت نکند آن دوچرخه‌ای را که قبلا قول داده بود برایش می‌خرد. در روز‌هایی که بابا نبود حسین سعی می‌کرد پسرخوبی باشد تا مادرش را راضی […]

Read more

قصه شب برای بچه ها

قصه شب برای بچه ها توسط بانو نفیسه در سایت مابانو قصه :های و هوی باد یکی بود، یکی نبود. روزهای آخر بهار بود که باد، های کرد وهوی کرد و توی خانه بی بی گل نشست. بی بی حیاط و اتاق ها را جارو کرده بود. باغچه را آب داده بود، نشسته بود توی ایوان چای خوش رنگ و […]

Read more

قصه شب برای بچه ها

قصه شب برای بچه ها  توسط بانو نفیسه در سایت مابانو سلام دوستان قصه امشب : بع بعی چاق و چله یکی بود یکی نبود. توی یک دهکده کوچک چند تا گوسفند کوچولو با یک چوپان مهربان زندگی می‌کردند. بین آنها یک گوسفند کوچکی بود به نام بع بعی. بع بعی کوچولو عاشق غذا بود و تنها کاری که در […]

Read more